قرارداد جدیدی که اخیراً توسط شرکت ملی نفت ایران برای بخش بالادستی طراحی شده است به IPC یا «قرارداد نفتی ایران» معروف میباشد و کلیه عملیات نفتی از اکتشاف و حفاری گرفته تا توسعه و بهرهبرداری و ازدیاد برداشت را شامل در کنفرانس تهران دوم آبان ماه امسال رونمایی شد ولی برخلاف تمایل مسئولین،منتقدان بسیاری از متن این قرارداد انتقاد کردند و حتی پس از بی توجهی به این حجم انبوه اعتراضات،دانشجویان از تجمع خود در مقابل وزارت نفت خبر دادند.
شاید تجمع دانشجویان و اعتراض عده ای از نمایندگان برای موافقان این قرارداد کمی بی مورد و ابهام برانگیز باشد ولیکن آنچه در ورای اعتراضات و انتقادات مردم قرار گرفته است، ترس از بوجود آمدن مشکلاتی از جنس مشکلات و حواشی پرونده نفتی کرسنت می باشد.

قرارداد کرسنت قراردادی است که در سال ۱۳۸۱ بین شرکت ملی نفت ایران و شرکت کرسنت پترولیوم امارات منعقد شد، طبق این قرارداد بنا بود ایران به مدت ۲۵ سال و از آغاز ۲۰۰۵ یعنی سال ۱۳۸۴، روزانه درحدود ۵۰۰ میلیون فوت مکعب گاز از میدان سلمان مشترک با ابوظبی را با قیمت بسیار نازل که حتی از نرخ همان زمان هم پایین تر بود به امارات صادر کند اما همانطور که بر تمامی ملت ایران روشن این پرونده دارای حواشی و ابعادی از فساد عده ای بود که در اینجا از پرداختن به آن اجتناب می ورزیم و تنها به همین موضوع بسنده می کنیم که افرادی که در پرونده IPC در حال فعالیت می باشند، همان افرادی هستند که در قرارداد کرسنت نقش آفرینی کردند،که این نقش آفرینی این افراد چیزی جز فسادی عظیم را در این پرونده برجای نگذاشت و خسارات قابل توجهی را به ملت ایران وارد ساخت.
حال دلیل استفاده مجدد از این افراد و بستن قراردادی به مدت 30سال با گرفتنِ کمک فکری از این افراد چه می باشد؟ آیا این فساد اعظم و این اقدام ننگین که همچنان ملت ایران را دچار مشکلات اقتصادی ساخته است، برای عبرت گرفتن کافی نمی باشد؟
فارغ از سیاسی شدن پرونده کرسنت و خسارات وارده بر کشور که موجب ترس ملت و عدم اعتماد آنان به قرارداد پیش رو شده است، تجربه و سابقه نشان میدهد شرکتهای اروپایی و غربی سرمایهگذاران نیمهراه بوده و عمدتاً بهدنبال استثمار هستند و برای جلوگیری از رشد و توسعه کشور بهانهجویی میکنند، قرارداد کنسرسیوم سال 53 و رها کردن قرارداد و استخراج میادین مشترک پس از تحریم توسط شرکتهای شل و توتال نمونهای از این عهدشکنی ها و بهانه جویی های کشورهای غربی می باشد، ولی گویا این بدقولی ها و عهدشکنی های غرب تنها به عده ای خاص اثبات شده است و مسئولین مربوطه خواهان پذیرش خطرِ در پیش نمی باشند!
قراردادی که اکثریت مردم به لحاظ نشدن منافع مالی در آن تاکید دارند، چگونه و با تایید چه کسانی 25تا 33 ساله تعیین شده و تداوم و تمدید آن پیش بینی شده است؟
طبق سیاستهای کلی نظام و سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی در بخش نفت، جایگزینی صادرات فرآورده های نفت، گاز، پتروشیمی به جای صدور نفت خام و گاز طبیعی و رفع وابستگی اقتصاد به دلارهای نفتی، رشد توان ساخت داخل ضروری می باشد ولیکن در این قرارداد که امتیازات بسیاری به طرف غربی داده شده و دستمزدی تحت عنوان Fee Per Barrel که هزینههای گزافی را بر کشور تحمیل خواهد کرد تعیین شده است و حتی مالیاتی برای طرف قرارداد در نظر گرفته نشده است، به کدامیک از ضرورتها و واجبات کشور ایران توجه شده است؟ آیا رسیدگی به اهداف و غرب و یاری رساندن به طرف مقابل در جهت پیشرفت خود، رسیدگی به اهداف و منافع ملی ایران می باشد؟

دهها سال طول کشید تا صنعت نفت کشور ملی شد و سالها طول کشید که شرکتهای نفتی خارجی از ایران بیرون رانده شدند ولی اکنون با بی توجهی و منفعت طلبی افرادی خاص، مجددا این عهدشکنان وارد کشور می شوند و تداوم این قرارداد موجب تقویت خام فروشی و عجین کردن خام فروشی در آینده بلند مدت کشور ، کاهش شدید درآمدهای ملی به واسطه ی پرداخت چند میلیارد دلاری بابت پاداش طرف مقابل، تضعیف حاکمیت ملی، تضعیف تولید صیانتی حضور چند دهه ی سرمایه گذاران خارجی و وابستگی به طرف مقابل و موارد دیگر می شود.
حال سوال ما این است که علت پیگیری ها و اصرار این افراد برای بستن این قرارداد چه می باشد؟
قراردادی که قرار است 25 تا 30 سال نفت کشور در قالب یک کنسرسیوم به فروش برسد ولی فرمایشات رهبری مبنی بر کاهش خام فروشی، در آن رعایت نمی شود و حتی منجر به افزایش خام فروشی و کاهش درآمدهای ملی می شود، چه سرنوشتی را برای اقتصاد ایران رقم می زند؟ سرنوشت حاصل شده بهتر از کرسنت خواهد بود و یا بدتر؟!
براستی استفاده از تمامی فرصت های داخلی و خارجی برای افزایش قدرت رقابت کشور در عرصه نفت و گاز ضروری می باشد، اما چنین دستاوردی مطلقا نباید به قیمت نقض عملی قانون اساسی، قوانین جاری و سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری حاصل شود و بهتر است دولت و مسئولین به نقدها و اعتراضات مردم توجه و بر آنان تأمل کنند چراکه این مردم همان مردمی هستند که در زمان انعقاد قرارداد کرسنت اعتراض کردند و از عواقب آن خبر دادند، پس کمی با مردم باشید و رسیدن به منافع مملکت خویش را در ارجحیت قرار دهید نه کشورهای غربی.
منبع : حامیان ولایت



